العلامة المجلسي
38
حق اليقين ( فارسى )
مشرق و مغرب عالم را روشن نمود ( معجزهء هيجدهم ) آنكه هرگز محتلم نشد و خواب شيطانى نديد ( معجزهء نوزدهم ) آنكه فضله كه فضله كه از آن حضرت جدا ميشد بوى مشك از آن مىآمد و كسى آن را نميديد بلكه زمين مأمور بود كه آن را فرو ميبرد ( معجزهء بيستم ) آنكه هر چارپائى كه آن حضرت بر آن سوار ميشد را هوار ميشد و پير نمىشد ( معجزهء بيست و يكم ) آنكه در قوت كسى با او مقاومت نميتوانست كرد ( معجزهء بيست و دوم ) آنكه جميع مخلوقات رعايت حرمت آن حضرت مىكردند و بر سنگ و درخت كه ميگذشت خم ميشدند از براى تعظيم و بر آن حضرت سلام مىكردند و در طفوليت ماه گهوارهء آن حضرت را ميجنبانيد ( معجزهء بيست و سيم ) آنكه بر زمين نرم كه راه ميرفت جاى پايش نميماند و گاه كه بر سنگ سخت راه ميرفت اثر پايش ميماند . ( معجزهء بيست و چهارم ) آنكه حقتعالى از آن حضرت مهابتى در دلها افكنده بود كه با آن تواضع و شكستگى و شفقت و مرحمت كه داشت كسى بر روى مباركش درست نگاه نميتوانست كرد و هر كافر و منافقى كه آن حضرت را ميديد از بيم بر خود ميلرزيد و از دو ماه راه رعب او در دلهاى كافران اثر ميكرد . و اما معجزات ديگر آن حضرت پس چند قسم است : قسم اول معجزات ولادت با سعادت آن حضرت است - خاصه و عامه بطرق متكاثره روايت كردهاند كه در شب ميلاد كثير الاسعاد آن حضرت شياطين را از صعود بآسمانها منع كردند و به اين سبب شهب از آسمانها ظاهر شد حتى آنكه مردم ترسيدند كه قيامت برپا خواهد شد و علم كاهنان بر طرف شد و سحر ساحران ضعيف شد و هر بتى كه در عالم بود برو در افتاد و طاق كسرى كه پادشاه عجم با نهايت استحكام بنا كرده بود و هنوز باقيست بلرزيد و چهارده كنگرهاش ريخت و از ميان شكست و تا زمين دو حصه شد و تا حال شكستگى به غير آنها ندارد و قصرى كه بر دجله بنا كرده بود خراب شد و آب در او جارى شد و درياچه ساوه كه آن را ميپرستيدند خشك شد و الحال نمك زار است كه نزديك كاشان است و آتشكدهء فارس كه هزار سال بود ميپرستيدند در آن شب خاموش شد و رودخانه ساوه كه سالها خشك بود آب در آن جارى شد و نورى در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گرديد و تخت هر